عبد الله قطب بن محيى

39

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

و اگر نفس و شيطان و اعوانهمااند ، ايشان را از بدبختى او چه مقصود است ؟ و طريقهء زيست با اين دشمنان چيست ؟ ) . جواب : دشمن اين كس ، نفس است و شيطان . و نفس ، عبارت است از : مبدأ قوّت‌هاى جسمانيه كه چون بر حقيقت شخص كه روح قدسى است ، مستولى شده ! چنانچه به جاى او شده ، او را مسمى شده به نفس كه مترجم است به خود ، و سبب عداوت او با روح قدسى آن است كه در ظهور روح قدسى بطلان سلطان او و انتفاى مقتضيات او است . وظيفهء سالك در زيست با او در بدايت حال كفّ او است از مقتضيات او و كسر او جهت اظهار سلطان روح ( ابلغ الكفّ و الكسر ) ؛ و در نهايت كه به مقام كمال رسد و سلطان روح قايم شود ، به داشتن او در حدّ اعتدال به ميزان خرد . اما نه هركس به اين نهايت رسد ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ . « 1 » و سبب عداوت ابليس لعنه اللّه آن است كه آدمى براى خلافت عالم مخلوق گشته و مقتضى خلافت استيلا و تحكم است بر تمام اجزاى عالم كه ابليس يكى از آن است ؛ و او چون مخلوق از نار است ، بر زير دستى صبر نمىتواند كرد و زبر دستى مىجويد ! هرآينه او را با كسى كه بر او زبردستى جويد ، نزاع خواهد بود ! وظيفهء سالك آن است كه به مقاومت او كمر بسته ، مقارع ذكر بر زند بنيهء خود كه مستودع نور الهى است زند تا آن نور ظهور كند و نار ابليس را منطفى سازد . ( قال بعض العارفين اذا تمكّن الذّكر من القلب فان دنى منه الشيطان صرع كما يصرع الانس اذ ادنى منه الشيطان فيجتمع عليه الشّياطين فيقولون ما لهذا فيقال قد مسّه الانس رزقك اللّه وليّى ذلك المقام و بلّغك غاية المرام انّ ربّى لطيف لما يشأ انّه هو العليم الحكيم ) . * * *

--> ( 1 ) . سوره مائده ، آيه 54 و سوره حديد ، آيه 21 و سوره جمعه ، آيه 4 « اين فضل خداست ، آن را به هر كه بخواهد عطا مىكند » .